تبليغاتX
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .سلام با توجهتان به بنرهاي تبليغاتي سايت ؛ از ما حمايت كنيد. سالي پر بركت رو براتون آرزومندم. مجموعه عاشقانه های رومانتیک کاربردی


مجموعه عاشقانه های رومانتیک کاربردی

همه موضوعات این سایت عاشقانه است :جملات,نامه ها,داستان,sms,مطالب,سخنان,عکسها,اشعار,آموزشهای عاشقانه

نوشته شده در ساعت توسط با با باران|

  رفتي خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما، من به ياد تو شكستم غير تو كه دوري از من ، دل به هيچ كسي نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بي تو وعطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربايي شهر دوم: ديدار و آشنايي شهر سوم: روزهاي شيرين و طلايي شهر چهارم: بهانه،فكر،جدايي شهر پنجم: بي وفايي شهر ششم: دوري و بي اعتنايي شهر هفتم: اشك،آه،تنهايي

عشق نخستين بينش را نسبت به ابديت به تو هديه مي دهد. عشق نخستين آزموني است كه زمان را به فراسو مي برد. اين گونه است كه عاشقان هرگز از مرگ نمي هراسند. عشق مرگ نمي شناسد...

يه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشك بازي مي كردن نوبت به ديوونگي كه رسيد همه را پيدا كرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد كه عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر كرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو كرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش كور شده و ديوونگي كه خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت كه هميشه عشقو همراهي كنه و از اون به بعد ديوونگي شد عصاي عشق

ميميرم مرا در تابوت سياهي بگزاريد تا همه بدانند در تاريكي به سر مي برده ام دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد تا همه بدانند به آنچه مي خواستم نرسيدم چشمهايم را باز بگزاريد تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام روي قبرم تكه يخي بگزاريد تا مثل باران برايم اشك ريزد و روي سنگ قبرم چيزي ننويسيد تا همه فراموشم كنند...

**كاشكي مانيتورت بودم هميشه رخ به رخت بودم...... كاشكي كه كيبورتت هميشه زير انگشتات بودم.......كاشكي كه هدفونت بودم هميشه در گوشت بودم .......كاشكي كه موست بودم هميشه تو مشتت بودم .. ....كاشكي پسووردت بودم هميشه توي فكرت بودم

 گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست/ بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست/ گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن/ گفتي بايد بروم حوصله اي نيست/ پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف/ رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست/ گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست/ رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست.

 يادت باشه اگه شبي رفتي ستاره بياري قلبتو وقت اومدن توآسمون جانذاري نري يه وقت پيداكني توآسمون ستاره اي يه وقت باچشمات نبينم يه چشمكي اشاره اي يه وقت نبينم خودت هم مثل ستارها شدي ستاره اي روديدي و...روزوشب ازخود بيخودي اين زمينم واسه خودش يه آسمونه رنگيه آسمون اين پايينا پرازستاره سنگيه يه وقت ازاين ستارهاگول نخوري ماه شبم آخه براي داشتنت هميشه درتاب وتبم مي ترسم ازدستت بدم اگه بري به آسمون بي خيال ستاره شو پيش من خاكي بمون

 كاش آدما عاشق نميشدن كاش بين عاشقا فاصله نبود كاش بين عشاق جدايي نبود كاش هيچ عشقي نميره كاش عشق همه پاك باشه كاش كاش كاش........ خدايا ميشه اين آرزوها به حقيقت تبديل بشه؟ تو ميتوني پس دل هيچ عاشقي رو نشكن. تو تنهايي ميدوني تنها بودن چقدر سخته

عشق يعني شاعري دلسوخته عشق يعني آتشي افروخته عشق يعني با گلي گفتن سخن عشق يعني خون لاله بر چمن عشق يعني شعله برخرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني يك تيمم، يك نماز عشق يعني عالمي رازو نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن عشق يعني چون محمد پا به راه عشق يعني همچو يوسف قعر چاه عشق يعني بيستون كندن به دست عشق يعني زاهد اما بت پرست عشق يعني همچو من شيدا شدن عشق يعني قطره و دريا شدن عشق يعني يك شقايق غرق خون عشق يعني درد و محنت در درون عشق يعنــي
ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني قطعه شعر ناتمام عشق يعني بهترين حسن ختام

 اي كه مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست..... عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا ..... عشق يعني مهر بي اما اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر ..... عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست ..... عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو ..... عشق يعني عاشق بي زحمتي ؛ عشق يعني بوسه بي شهوتي ..... عشق ، يار مهربان زندگي ؛ بادبان و نردبان زندگي ..... عشق يعني دشت گلكاري شده ؛ در كويري چشمه اي جاري شده ..... يك شقايق در ميان دشت خار ؛ باور امكان با يك گل بهار

عشق يعني مستي و ديوانگي عشق يعني با جهان بيگانگي عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشك حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن عشق يعني رازقي ، يعني نسيم عشق يعني مست گشتن از شميم عشق يعني آفتاب بي غروب عشق يعني آسمان ، يعني فروغ عشق يعني آرزو ، يعني اميد عشق يعني روشني ، يعني سپيدعشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز اوج عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني عقل شد مدهوش تو عشق يعني مست در آغوش تو عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر ، يعني انتظار عشق يعني اشتياق و اضطراب عشق يعني دلهره ، يعني شتاب عشق يعني اشك ، يعني عاطفه عشق يعني يادگاري خاطره
**عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي ، يعني سراب عشق يعني خواستن ، له له زدن عشق يعني سوختن ، پر پر زدن عشق يعني سالهاي عمر سخت عشق يعني زهر شيرين ، بخت تلخ عشق يعني با "خدايا" ساختن عشق يعني چون هميشه "باختن"

 در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم كه تورا ديدم و ديوانه شدم تا كجا بايد سفر كرد تا به كي بايد دويد از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد گفتي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توءم گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش

گفتم اي عشق من از چيز دگر مي ترسم/ گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو/ گفتم اين روي فرشتست عجب يا بشر است/ گفت اين غير فرشتست و بشر هيچ مگو/ گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد/ گفت مي باش چنين زير و زبر هيچ مگو

هميشه از نگاه تو با تو عبور مي كنم از اين كه عاشق توام حس غرور مي كنم دوباره با سلام تو تازه تازه مي شوم با نفس ساده تو غرق ترانه مي شوم با تو ستاره ميشوم ......... از سايه هاي ملتهب هميشه مي گريختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره ميشوم ناجي شام شوكران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو يگانه ميشوم خانه به خانه ديدمت همچو فسانه ديدمت با تو ستاره ميشوم
**عشق چيست؟ 3 ثانيه نگاه، 3 دقيقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنايي، 3 هفته وفاداري، 3 ماه بيقراري، 3 سال انتظار، 30 سال پشيماني!

**به سلامتي ديوار، چون كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميكنن! به سلامتي كلاغ نه براي سياهيش، براي يك رنگيش، به سلامتي كرم خاكي، نه براي كرم بودنش، براي خاكي بودنش، به سلامتي گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتي ما، كه دوست داشتن يادمون نرفته!

 گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو كه منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان كه نمي بينمت عاشق خودت هستم.

چشمان خسته ات ، آرام و بي صداست گويي ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته هاي تو، در سينه ات نهان اما سكوت تو، گوياي صد بيان آن گونه هاي تو ، دشت شقايق است شرح سكوت تو، نشر حقايق است تنهايي و غريب ، در بزم بي كسان رنجيده سينه ات ، از ظلم ناكسان گر چه تبسمي ، بر لب نشانده اي در پشت خنده ات ، دل خسته مانده اي

بابا كجايي؟ نيستي؟ توريستي؟ امپرياليستي؟كمونيستي؟ فاشيستي؟دموكراتيستي؟ خدايي نكرده مريض كه نيستي؟راستي هرجا هستي و هركي هستي بيسته بيستي

در وجودم چيزي هست كه تو را نجوا مي كند ... و تنها عشق مرا رها مي كند ... و نور آن نگاهي ست كه تو به من روا مي كني ... پس عشق و نور را از من دريغ نكن و بر من بتاب كه بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعي ديگر برسان

وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگي كردن . مثل تنها مردن...

*هرگاه يك مسيحي مي ميرد بر سر مزارش صليبي مي آويزند تا همه بدانند آنجا گوري است تو هم بر گردنت صليبي بياويز تا همه بدانند سينه ي تو گورستان مــن است...

 وقتي بارون نگاهت رو به نگاهم ريختي؛‌دلم زنده شد. وقتي با دلت قدم به دلم گذاشتي؛ زلزله‌ي شديدي رو توي دلم حس كردم . وقتي اومدي؛ تموم تنهاييهام رو با خودت بردي. از همون اول مي دونستم اومدي كه توي قلبم بموني..... براي هميشه پس اي نازنين ! ‌اي تنها مونس ! اي عشق : بمون تا بتونم بمونم .

 بنوش به سلامتيه هر چي عاشقه تو اين دنياست: به سلامتي گاو چون نگفت من گفت ما. به سلامتي كرم خاكي به خاطر خاكي بودنش بسلامتي خيار به خاطر يارش به سلامتي شلغم به خاطر اون غمش به سلامتي كلاغ هر چند كه سياهه ولي عوضش يه رنگه به سلامتي ديوار كه هر مرد و نامردي بهش تكيه ميده به سلامتي شمع كه حرف نميزنه عمل ميكنه و تا آخرش به پات ميسوزه به سلامتي خودت و خودم كه مدتهاست دوستيم و همديگرو ايگنور نميكنيم كه هيچ خيلي هم با هم مهربونيم

 وقتي كسي نيست كه به دادت برسه پس داد نزن، سكوت كن، شايد از سكوتت همه بفهمن كه چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميكنه، اما سكوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده

خداوند يك زندگي به تو داده كه آنرا زندگي كنيد ، خود انگيخته و بدون الگو آنرا زندگي كن. برده و مقلد نباش. خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعي كن همانطور كه احساس ميكني زندگي كني. و حتي اگر شكست بخوري ، راضي خواهي بود و با تقليد از ديگري ، حتي اگر پيروز شوي، در درون خالي خواهي بود و پوشالي

روزي كه عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم، مدتي طول كشيد تا با او آشنا شدم ، از او خوشم آمده بود ، خواستم به او بگويم براي هميشه در خانه قلب من بمان اما قبل از اين كه من به او بگويم ، به من گفت آمده ام براي هميشه اينجا بمانم

توي ساحل روي شنها قايقي به گل نشسته يكي با چشماي گريون گوشه اي تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بينهايت ساكته اما تو قلبش داره يك دنيا شكايت توچشاش حلقه اشكه توي قلبش غم دنيا منتظر به راه ياره تا بياد امروز و فردا باورش نميشه عشقش همه دنياش زير آبه تنها مونده توي ساحل زندگي براش عذابه

اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنيا به پايان برسه تموم خط هاي تلفن و تالارهاي گفتگو و ايميل ها اشغال ميشه. پر ميشه از كلمه هاي (( از اينكه رنجوندمت پشيمونم من رو ببخش يا تو را عاشقانه مي پرستم يا مراقب خودت باش )) اما بين اين همه پيام يكي از همه تكون دهنده تره (( هميشه عاشقت بودم ولي هيچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقديم آنكه دوستش داريم كنيم شايد فردايي دگر هرگز نباشد

بفرستين: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفاي مورچه كه هر وقت گريه كرد هيچكس اشكش نديد 3- رفيق فقط كلاغ نه بخاطر سياهيش به خاطر يه رنگيش 4- معرفت فقط معرفت كرم نه به خاطر كرم بودنش به خاطر خاكي بودنش 5- يه رنگي فقط يه رنگي ديوار كه هرچي مردو نا مرده بهش تكيه ميدن 6- نامردا رو خيلي دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمي شن

 اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

در خواب ناز بودم شبي.... ديديم كسي در ميزند.... در را گشودم روي او ...ديدم غم است در مي زند... اي دوستان بي وفا...از غم بياموزيد وفا...غم با آن همه بيگانگي..... هر شب به من سر مي زند

 يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم. يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو گمشو چون زندگيش رو ازش ميگيريم

 گر عاشقانه مردن را بلد نيستيم لااقل عاشقانه زندگي كنيم ....سوختن حرف كمي نيست آنانكه ساختند و سوختند....

 خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوست نداره

 اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري

 تودلت يه جاي ديگه اينو چشمات داره ميگه ولي من ديگه ميدوونم كه تو كفشت پره ريگه منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم تو برو سراغ عشقي كه تا نفهمه تو كي هستي پاي عشق تو بميره و نفهمه خالي بستي منو و تو چه ساده بوديم كه بهم دل داده بوديم پاي اين عشق خيالي بدجوري افتاده بوديم

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند: بار خدايا تو كه بشر را اينقدر دوست داري غم را ديگر چرا آفريدي؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من كه خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد..؟؟؟

 زندگي نامه ي شقايق چيست ؟ رايت خون به دوش وقت سحر نغمه اي عاشقانه بر لب باد زندگي را سپرده در ره عشق به كف باد و هرچه باداباد

آدمك آخر دنياست بخند آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دست خطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند

 اگه دبير رياضي بودم ثابت ميكردم كه چگونه شعاع نگاهت از مركز قلبم ميگزرد ...اگر دبير شيمي بودم نام تو را در قلبم پخش ميكردم تا محلول با محبت شود ... ا ... اگر دبير جغرافي بودم ميدونستم كه خوش آب و هوا ترين منطقه آغوش گرم توست ...اگر دبير زبان بودم با زبان بي زباني ميگفتم دوستت دارم ...واگر دبير زيست بودم مي نداختمت جاي كوچكي كه بهت ضربه ميزننواز ديواراش خون مي چكه ولي تو ناراحت نشو چون اونجا قلبمه

وقتي دخترها كوچكند عاشق عروسكند و پسرها عاشق مردان غول پيكر اما نمي دونم چرا وقتي بزرگ مي شن پسرها عاشق عروسك مي شن و دخترها عاشق مردان غول پيكر

 هميشه در كوچه بن بست هم دري است كه به سوي خدا باز مي شود.

يادمان باشد اگرشاخه گلي چيديم/ وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نكنيم/ پــر پروانه شكستن هـنــر نيست/ گر شكستيم ز غفلت من و مايي نكنيم/ يادمان باشد ســـر ســـجاده عشق/ جز براي دل مــحبوب دعـــــائي نكنيم/ يادمان باشد از امروز خطائي نكنيم/ گر در خود شكنيم هيـچ صدائي نكنيم/ يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند/ طلب عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم

 بـاهـات نبـودم ، برات كه بودم/ اگه چشمات نبودم ، نگات كه بودم / هـمه ي گـفـتـني هـام فـقط تـو بودي، اگه حرفات نبودم ، صدات كه بودم/ اگه پـاهـات نبودم ، يه راه كه بودم/ اگه گريه نبودم ، يه آه كه بودم / تو خودت مثـل روز آفتابي هستي اگه خورشيد نبودم ، يه ماه كه بودم/ مي تونستي واسه من يه چاره باشي توي آسـمـون دل

 مانده ام در كوچه هاي بي كسي/ سنگ قبرم را نمي سازد كسي/ مُردم خاكسترم را باد برد/ بهترين يارم مرا از ياد برد

 غرورت را به خاطر دل كسي كه دوستش داري بشكن ولي هيچ وقت دل كسي را كه دوستش داري به خاطر غرورت نشكن

 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن بپاي تو مردن وبه عشق تو سوختن؛ وچه تلخ وغم انگيز است، دور از توبودن، براي تو گريستن؛ و به عشق و دنياي تو نرسيدن؛ ايكاش مي دانستي بدون تو، مرگ گواراترين زندگيست؛ بدون تو وبه دور ازدستهاي مهربانت، زندگي چه تلخ وناشكيباست. ايكاش مي دانستي مرز خواستن كجاست، وايكاش ميديدي قلبي راكه فقط براي تو مي تپد

 غربت ديرينه ام را با تو قسمت ميكنم/ تا ابد با درد و رنج خويش خلوت ميكنم/ رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد/ من در اين ويرانه ها احساس غربت ميكنم

 به دنبال واژه اي ميگردم! تا قلمم راسيراب كنم واين آخرين شايد هم آغازي براي فرداييست كه هنوز در راه نيست و كاغذهاي مچاله شده ي زباله دان گواه به اين راز دارند و اين آيينه خسته تر از هميشه زير غباري از دور تنها تصوير مرا بدونه هيچ واژه اي به سكوت فرياد مي زند امروز غبارت را به باد مي دهند

 هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباى تورا / هرگز نمى گيرد كسى در قلب من جاى تورا

 گل نيست چنين سركش و رعنا كه تويي/ مه نيست بدين گونه فريبا كه تويي/ غم برسر غم ريخته آن جا كه منم/ دل برسردل ريخته آنجا كه تويي

 زندگي دفتري از خاطر هست. يك نفر در شب كم، يك نفر در دل خاك، يك نفر همدم خوشبختي هاست، يك نفر همسفر سختي هاست، چشم تا باز كنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم

 اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغ وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

 خوشا دردي كه درمانش تو باشي خوشا راهي كه پايانش تو باشي خوشا چشمي كه رخسار تو بيند خوشا ملكي كه سلطانش تو باشي خوشا آن دل كه دلدارش تو گردي خوشا جاني كه جانانش تو باشي مشو پنهان از آن عاشق كه پيوست همه پيدا و پنهانش تو باشي براي آن به ترك جان بگويد دل بيچاره تا جانش تو باشي

 اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 مهربانا ، سايباني از جنس اشك و نياز مي خواهم تا سجاده ي دلم را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنوتم از تو بخواهم كه بر وجود سردم نور نگاهت را بتاباني و گل هاي زيباي عشق و ايمان را بار دگر در من تازه گرداني....

 هر كه عاشق شد جفا بسيار مي بايد كشيد/ بهر يك گل منت صد خار مي بايد كشيد/ من به مرگم راضيم، اما نمي آيد اجل/ بخت بد بين، از اجل هم ناز مي بايد كشيد

 حيف از آن صداقتي كه بود و نيست/ آن همه نجابتي كه بود و نيست/ اي شكوه سبز تو براي من/ سايه حمايتي كه بود و نيست/ يك صداي خسته در گلوي ني/ ناله شكايتي كه بود و نيست/ آن همه دو بيتي آن هم غزل/ شرح بي نهايتي كه بود و نيست/ عشق اگر چه گاه جلوه مي كند/ عاشقي حكايتي كه بود و نيست

 دستهايت تكيه گاهم بود و نيست/ عشق تو پشت و پناهم بود و نيست/ حيف! آن وقتي كه عاشق شد دلم/ چيز سبزي در نگاهم بود و نيست/ عشق اين سرمايه بازار دل/ آب اين روي سياهم بود و نيست/ ياد آن ايام مشتاقي بخير/ عاشقي تنها گناهم بود و نيست

 شمع مي سوزد و پروانه به دورش همه شب/ من كه مي سوزم و پروانه ندارم چه كنم

 روي هر سينه سري گريه كند وقت وداع/ سرمن وقت وداع گوشه ديوار گريست

 كنم هر شب دعايي كز دلم بيرون رود مهرت ولي.... آهسته مي گويم: الهي! بي اثر باشد ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

نوشته شده در ساعت توسط با با باران| |


Design By : Night Skin